دین در زندگی

ويژگي هاي برجسته شهيد:

او عارفي وارسته، ايثارگري سلحشور و اسوه اي براي ديگران بودکه جز خدا به چيز ديگري نمي انديشيد و به عشق رسيدن به هدف متعالي و کسب رضاي خدا و حضرت احديت، شب و روز تلاش مي کرد و سخت ترين و مشکل ترين مسئوليت هاي نظامي را با کمال خوشرويي و اشتياق و آرامش خاطر مي پذيرفت. سردار سرلشکر رحيم صفوي فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي درباره وي چنين مي گويد:

«او انساني بود که براي خدا کار مي کرد و اخلاص در عمل از ويژگي هاي بارز او بود، ايشان يکي از افراد درجه اولي بود که هميشه ماموريت هاي سنگين بر عهده اش قرار داشت. حاج همت مثل مالک اشتر بود که با خضوع و خشوعي که در مقابل خدا و در برابر دلاورمردان بسيجي داشت، در مقابله با دشمن همچون شيري غرّان از مصاديق «اشداء علي الکفار، رحماء بينهم» بود. همت کسي بودکه براي اين انقلاب همه چيز خودش را فدا کرد و از زندگيش گذشت. او واقعاً به امر ولايت اعتقاد کامل داشت و حاضر بود در اين راه جان بدهد، که عاقبت هم چنين کرد. هميشه سفارش مي کرد که دستورات را بايد موبه مو اجرا کرد. وقتي دستوري هر چند خلاف نظرش به وي ابلاغ مي شد، از آن دفاع مي کرد. ابراهيم از زمان طفوليت، روحي لطيف ،عبادي و نيايشگر داشت.»

پدر بزرگوارش مي گويد:«محمد ابراهيم از سن 10 سالگي تا لحظه شهادت در تمام فراز و نشيب هاي سياسي و نظامي، هرگز نمازش ترک نشد. روزي از يک سفر طولاني و خسته کننده به منزل بازگشت. پس از استراحت مختصر، شب فرا رسيد. ابراهيم آن شب را به همه خستگي هايش تا پگاه، به نماز و نيايش ايستاد ووقتي مادرش او را به استراحت سفارش نمود، گفت: مادر! حال عجيبي داشتم. اي کاش به سراغم نمي آمدي و آن حالت زيباي روحاني را از من نمي گرفتي.» اين انسان پارسا تا آخرين لحظات حيات خود، دست از دعا و نيايش بر نداشت. نماز اول وقت را بر همه چيز مقدم مي شمرد و قرآن و توسل برنامه روزانه او بود. او به راستي همه چيز را فداي انقلاب کرده بود. آن چيزي که براي او مطرح نبود خواب و خوراک و استراحت بود. هر زمان که براي ديدار خانواده اش به شهرضا مي رفت، در آنجا لحظه اي از گره گشايي مشکلات و گرفتاري هاي مردم باز نمي ايستاد و دائماً در انديشه انجام خدمتي به خلق الله بود. شهيد همت آنچنان با جبهه و جنگ عجين شده بود که در طول حيات نظامي خود فرزند بزرگش را فقط شش بار و فرزند کوچکتر خود را تنها يکبار در آغوش گرفته بود. او بسان شمع مي سوخت و چونان چشمه ساران در حال جوشش بود و يک آن از تحرک باز نمي ايستاد. روحيه ايثار و استقامت او شگفت انگيز بود. حتي جيره و سهميه لباس خود را به ديگران مي بخشيد و با همان کم، قانع بود و در پاسخ کساني که مي پرسيدند چرا لباس خود را که به آن نيازمند بودي، بخشيدي؟ مي گفت: «من پنج سال است که يک اورکت دارم و هنوز قابل استفاده است!»او فرماندهي مدير و مدبر بود. قدرت عجيبي در مديريت داشت. آن هم يک مديريت سالم در اداره کارها و نيروها. با وجود آنکه به مسائل عاطفي و نيز اصول مديريت احترام مي گذاشت و عمل مي کرد، در عين حال هنگام فرماندهي قاطع بود. او نيروهاي تحت امر خود را خوب توجيه مي کرد و نظارت و پيگيري خوبي نيزداشت . کسي را که در انجام دستورات کوتاهي مي نمود بازخواست مي کرد و کسي را که خوب عمل مي کرد تشويق مي نمود.بينش سياسي بُعد ديگري از شخصيت والاي او به شمار مي رفت. به مسائل لبنان و فلسطين و ساير کشورهاي اسلامي بسيار مي انديشيد و آنچنان از اوضاع آنجا مطلع بود که گويي ساليان درازي در آن سامان با دشمنان خدا و رسول(ص) در ستيز بوده است. او با وجود مشغله فراوان از مطالعه غافل نبود و نسبت به مسائل سياسي روز شناخت وسيعي داشت.

از ويژگي هاي اخلاقي شهيد همت برخورد دوستانه او با بسيجيان جان برکف بود. به بسيجيان عشق مي ورزيد و همواره در سخنانش از اين مجاهدان مخلص تمجيد و قدرشناسي مي کرد. «من خاک پاي بسيجيان هم نمي شوم.اي کاش من يک بسيجي بودم و در سنگر نبرد از آنان جدا نمي شدم.»وقتي در سنگر هاي نبرد، غذاي گرم براي شهيد همت مي آوردند سوال مي کرد: آيا نيروهاي خط مقدم و ديگر اعضاي همرزممان در سنگرها همين غذا را مي خورند يا خير؟ و تا مطمئن نمي شد دست به غذا نمي زد.شهيد همت همواره براي رعايت حقوق بسيجيان به مسئولان امر تاکيد و توصيه داشت. او که از روحيه ايثار و استقامت کم نظيري برخوردار بود، با برخوردها و صفات اخلاقي اش در واقع معلمي نمونه و سرمشقي خوب براي پاسداران و بسيجيان بود و خود به آنچه مي گفت، عمل مي کرد. عشق و علاقه نيروها به او نيز از همين راز سرچشمه مي گرفت. براي شهيد همت مطرح نبود که چکاره است، فرمانده است يا نه. همت يک رزمنده بود، همت هم مرد جنگ بود و هم معلمي وارسته.

نحوه شهادت:

شهيد همت در جريان عمليات خيبر به برادران گفته بود: «بايد مقاومت کرده و مانع از بازپسگيري مناطق تصرف شده، توسط دشمن شد. يا همه اينجا شهيد مي شويم و يا جزيره مجنون را نگه مي داريم.»رزمندگان لشکر نيز با تمام توان در برابر دشمن مردانه ايستادگي کردند. حاجي جلو رفته بود تا وضع جبهه توحيد را از نزديک بررسي کند، که گلوله توپ در نزديکي اش اصابت مي کند و اين سردار دلاور به همراه معاونش، شهيد اکبر زجاجي، دعوت حق را لبيک گفتند و سرانجام در 24 اسفند سال 62 در عمليات خيبر به لقاء خداوند شتافتند



           
جمعه 15 آذر 1392برچسب:, :: 21:11
ماریه میرزابیگی


شايد پذيرفتن آن دشوار باشد، اما متأسفانه اقدام به جنگ‌هاي غيراستاندارد يا آنگونه كه مصطلح است، «جنگ‌هاي نامتعارف»، در راهبردهاي نظامي امروزين، يكي از دكترين‌هايي است كه در صورت نياز از ان استفاده مي‌شود.
نگارنده مقاله در اين بخش، ضمن آشنا كردن خوانندگان گرامي ما با موازين، تعاريف و شيوه‌هاي آموزه رزم‌هاي متعارف و غيرمتعارف، اشاره كوچكي به اين موضوع مي‌كند كه چرا برخي كشورها چنين شيوه‌اي را براي رويارويي برمي‌گزينند.
 
 نبرد انتحاري:

نبردهاي انتحاري نيروهاي از جان گذشته كشور به ويژه در برابر ارتش‌هاي مرگ گريز، مي‌تواند به عنوان يك آموزه موثر، بخشي از بار برنامه‌هاي نظامي كشور را به دوش گيرد.

انتحار هوايي، انتحار دريايي، انتحار زميني و مانند آنها كه در قالب طراحي و اجراي جانفشانانه آفندها و پدافندهاي گوناگون تحقق مي‌يابند، دست‌كم در برهه‌هايي از جنگ و نبرد، بسيار كارساز و كارآمد هستند. تجارب تاريخي ملت‌ها نيز نمونه‌هايي از آنها را به ثبت رسانده است. نيروهاي نظامي كشور مي‌توانند موقعيت‌هايي را كه با نبردهاي‌هاي انتحاري مي‌توان گشود، شناسايي و برنامه‌ريزي كنند و از رزمندگان از جان گذشته كشور بخواهند در موارد مقتضي، به انجام نبردهاي انتحاري سنجيده و حساب شده و برنامه‌ريزي شده بپردازند.


 جنگ نامتعارف:

جنگ نامتعارف و غيراستاندارد، تعاريف متفاوت و مفاهيم گوناگوني دارد كه از جمله آنها، استفاده از روش‌هاي نامتعارف جنگي، بهره‌گيري از ساختارهاي نامعمول جنگي، به كارگيري جنگ افزارهاي نامتداول و پيگيري اهداف نامتداول جنگي است. برخي از آموزه‌پردازان راهبردي و نظامي بر اين باورند كه جنگ متعارف در برابر يك ارتش متعارف، به يك جنگ فرسايشي، برابر و بدون پيروز خواهند انجاميد و در برابر يك ارتش نامتعارف نيز به بن‌بست و ناتواني و شكست منجر مي‌شود. در نتيجه در تمامي حالات ممكن، بهترين آموزه، طراحي و اجراي جنگ‌هاي نامتعارف است كه بسته به وضع دشمن فرضي، مي‌تواند و بايد به شكل استفاده از روش‌هاي نامتعارف جنگي، بهره‌گيري از ساختارهاي نامعمول جنگي، به كارگيري جنگ‌افزارهاي نامتداول جنگي يا پيگيري اهداف نامتداول جنگي و مانند آنها انجام پذيرد.

 نبرد متعارف:

نبردهاي گذرا و جنگ‌هاي كوچك را بهتر مي‌توان با جنگ‌هاي متعارف ـ بويژه به معني بهره‌گيري از جنگ‌افزارهاي متعارف و خودداري از به كارگيري جنگ‌افزارهاي نامتعارف ـ به سرانجام رساند. با اين حال جنگ‌هاي متعارف نيز در خانواده خود، گونه‌ها و زيرگونه‌هاي بسياري دارند كه هريك براي دستيابي به آماجي مناسب است و پرداختن به ريزه‌كاري‌هاي جنگ‌هاي متعارف، خارج از رسالت اين گفتار است.


 جنگ تن به تن:

چنانچه صحنه‌هاي نبرد، صحنه‌هايي فراخ و گسترده و مكان استقرار نيروهاي متخاصم بسيار دور از هم باشد، راهبردها و شيوه‌هاي ويژه‌اي موثر و كارآمد خواهند بود كه در صورت نزديكي و تداخل نيروهاي متخاصم با يكديگر، چنين شيوه‌هايي كاربرد نخواهند داشت و در نبردهاي نزديك و متداخل، استفاده از بسياري از امكانات جنگي چون بالگرد، توپخانه، موشك و مانند آنها امكان‌پذير و معني‌دار نيست. به همين علت، نيروهاي نظامي كشور بايد احتمال درگيري‌هاي نزديك و جنگ‌هاي تن به تن را نيز به عنوان يك احتمال بسيار نيرومند و مهم در نظر گيرند و براي آن چاره‌جويي كنند. چنين موقعيت‌هايي مي‌توانند در يك رخنه به خاك دشمن، يا يك جنگ داخلي يا به هنگام اشغال‌زدايي و مانند آنها پديد آيند. حتي در مواردي ـ از جمله براي گريز از حملات موشكي و توپخانه‌اي و بالگردي دشمن، يا براي خط‌شكني و تصرف مواضع دشمن، يا براي رخنه به خاك و پايگاه‌هاي دشمن ـ ممكن است بسيار ضروري باشد كه نيروهاي خودي، عالماً و عامداً به نيروهاي دشمن نزديك شوند، با آنها تداخل كنند و به جنگ بپردازند كه براي چنين احتمالاتي نيز بايد پاسخ‌هاي سنجيده و آماده و كارآمد داشت. پاسخ چنين موقعيت‌هايي در آموزه جنگ تن به تن، ساخته و پرداخته و آماده بهره‌برداري شده است كه جاي باز كردن ريزه‌كاري‌هاي آن در اين گفتار نيست.


 تضامن امنيتي:

كشورها و دولت‌هايي كه از يكديگر ترس و هراس دارند و دائماً در معرض تهديد طرف مقابل و نگران حمله احتمالي طرف مقابل هستند، مي‌توانند نگراني‌هاي نظامي و دغدغه‌هاي امنيتي خود را شناسايي و ارزيابي كنند و به جاي تعريف و اجراي برنامه‌هاي نظامي پيشگيرانه و مسابقات تسليحاتي بازدارنده، در پي تعريف و اجراي برنامه‌هاي تضامني و تعهد دوجانبه در قالب پيمان‌ها باشند.

طرفين منازعه مي‌توانند با عقد پيمان‌هايي همچون پيمان‌تنش‌زدايي، پيمان خودداري از تعرض، پيمان همكاري امنيتي، پيمان منع مسابقات تسليحاتي، پيمان جنگ افزارزدايي و مانند آنها و در قالب چنين تضامن‌ها، معاهدات و پيمان‌هايي با هماوردان خود، ريشه‌هاي تنش سياسي و چالش‌هاي امنيتي و نگراني‌هاي نظامي و مسابقات تسليحاتي خود را بخشكانند و با انديشه‌اي آسوده و پنداري پالوده به كار و پيشرفت بپردازند؛ زيرا مسابقات تسليحاتي، هم امنيت و بازدارندگي كامل نمي‌آورند، هم رقابتي پايان‌ناپذير و بي‌پايان و بي‌سرانجام‌اند، هم دائماً نيازمند بازسازي و نوسازي‌اند و هم بخش بزرگي از منابع رشد و توسعه كشور را از مسيرهاي سازندگي، به سوي اهداف نظامي منحرف مي‌كنند كه چنانچه گريزپذير و چاره‌پذير باشند، توجيه چنداني نخواهند داشت.


 جنگ‌افزارزدايي:

آيا جهاني پر از جنگ‌افزار كه تمامي ساكنان آن تا بن دندان مسلح‌اند امنيت بيشتري دارد يا جهاني كه در آن هيچ‌كس مسلح نيست يا دست‌كم هيچ‌كس جنگ‌افزارهاي كشتار همگاني و سلاح‌هاي نامتعارف ندارد؟ گرچه جنگ‌افزارزدايي كامل و مطلق‌ امكان‌پذير نبوده است و نخواهد بود، ولي جامعه جهاني مي‌تواند با اراده‌اي فراگير به منع توليد و استفاده از جنگ‌افزارهاي نامتعارف بپردازد و ريشه‌هاي نگراني اصلي نظامي جامعه بشري را بركند و بدين شيوه، امنيتي ريشه‌اي و پايدار را پديد آورد. دولت‌ها و ملت‌ها مي‌توانند و بايد به عنوان يك آموزه اصولي و انديشه بنيادين در پي انجام چنين خواستي در سطح جهاني باشند تا پس از دوره‌اي معقول به آن دست يابند.


 پايداري بي‌پايان:

تعدي و تجاوز در اذهان تمامي فرزندان بشر محكوم بوده است و خواهد بود، زيرا اگر حتي كشوري به همان مردم متجاوز تجاوز كند، آن مردم متجاوز، تجاوز ديگري به خود را برنمي‌تابند و آن را محكوم مي‌دانند و بي‌درنگ در پي دفع آن تجاوز برخواهند خاست. بنابراين، تجاوز هم در انديشه تجاوزديدگان، هم در انديشه تجاوزگران و هم در انديشه بيطرفان، محكوم و مطرود است؛ گرچه در دوره‌هايي با توجيهات شيطاني و تدليس‌هاي اهريمني تحقق مي‌يابد. به دليل محكوميت ذاتي و مطروديت سرشتي تعدي و تجاوز، هر تعدي و تجاوزي دير يا زود به نابوي و اضمحلال مي‌انجامد و متجاوزان يا كشته و نابود، يا رانده و اخراج، يا مضمحل مي‌شوند و بساط تعدي و تجاوز آنها برچيده خواهد شد. طبق اين آموزه، هيچ كشوري نبايد بناي خود را بر تجاوزگري نهد كه محكوم به شكست خواهد بود و نيز هيچ كشوري نبايد بيهوده و بي‌اندازه از تعدي و تجاوز بيگانگان بهراسد (گرچه بايد بيدار و هشيار باشدو چاره‌انديشي كند)، چرا كه هر تجاوز حتي واقعي و نه احتمالي، دير يا زود به نابودي و نيستي خواهد كشيد و هراس بيهوده و بي‌اندازه از تعدي و تجاوز احتمالي دشمنان فرضي، نبايد اذهان گردانندگان كشور را مــشغول كنــد و از رشد و توسعه باز دارد. پايداري بي‌پايان، همراه با تدبير و تدبر، راهكار چنين دغدغه‌هايي خواهد بود.

 پشتيبان‌زدايي:

هر كشوري هنگام جنگ و به‌ويژه به هنگام تجاوز، نيازمند پشتيباني سياسي، مشروعيت ديپلماتيك، رايزني نظامي، پشتيباني تسليحاتي، كمك‌هاي لجستيك و ديگر انواع پشتيباني‌هاي منطقه‌اي و جهاني است، تا به اهداف خود نزديك شود. نيروهاي نظامي و دستگاه‌هاي سياسي كشور بايد از قبل و به هنگام هرگونه جنگ احتمالي با هر دشمن فرضي، انواع پشتيباني‌هاي منطقه‌اي و جهاني از دشمن فرضي را شناسايي و ارزيابي و براي شكستن، متوقف كردن، نابودي و سترون‌سازي پشتيباني‌هاي احتمالي شناسايي شده، چاره‌جويي و برنامه‌ريزي كنند زيرا هيچ جنگي بويژه نامشروع، بدون پشتيباني‌هاي منطقه‌اي و جهاني قابل پيشبرد نيست. دريافت و تحصيل پشتيباني‌هاي مشروع گوناگون براي دولت و ارتش خود، و زدودن پشتيباني‌هاي سياسي و نظامي از دولت و ارتش دشمن، از كارآمدترين سازوكارهاي پيروزي است.


 تارومارسازي:

اين آموزه نظامي مي‌گويد: نگذاريد نيروهاي دشمن، تمركز، تجمع و انسجام يابند و سپس به طراحي و اجراي طرح‌ها و برنامه‌هاي نظامي بپردازند، بلكه در هر زمان و هر مكاني، هر گونه تجمع، تمركز، آرايش و صف‌بندي نيروهاي نظامي دشمن گزارش شد، بي‌درنگ آن را پراكنده و نابود كنيد تا از تجمع و تمركز نيروهاي دشمن براي هماهنگي رزمي و برنامه‌ريزي نظامي پيشگيري شود.

طبق اين آموزه نظامي، نابودسازي اردوگاه‌ها، پادگان‌ها، ستادهاي فرماندهي، مراكز تجمع نظامي، صفوف نظامي، كاروان‌هاي بزرگ نظامي و مانند آنها،‌ اولويت مطلق نظامي دارد و نابودسازي بي‌درنگ و به‌هنگام آنها، بزرگترين برگ برنده نظامي را به‌دست خواهد داد. همچنين، شناسايي مراكز و مناطقي كه استعداد و ظرفيت تجمع و تمركز نظامي دشمن را دارند و ممكن است روزي براي چنين اهدافي به كار روند نيز بايد در دستور كار باشد و براي نابودسازي به هنگام آنها برنامه‌ريزي نظامي شود.


 پدافند ايثارگرانه:

ايثارگري و از خودگذشتگي، يك انتخاب آگاهانه و سنجيده براي رسيدن به آرمان‌هاي برتر است. روحيه ايثارگري، توان نيروهاي نظامي كشور را 10 برابر افزايش مي‌دهد و استعدادهاي نظامي كشور را به 10 برابر وضع معمول و متعارف مي‌رساند و يك ارتش 20 ميليوني را به يك ارتش 200 ميليوني تبديل مي‌كند(ان يكن منكم عشرون صابرون يغلبوا ماتين). البته هر انتحار نظامي ايثار است، ولي هر ايثاري لزوما انتحار نظامي نيست و نيروهاي ايثارگر بدون نياز و اقدام به حركت انتحاري 10 برابر نيروهاي متعارف توان و نيرو مي‌يابند و خواهند جنگيد. تقويت فرهنگ ايثارگري و تثبيت نهادينه چنين فرهنگي در نيروهاي نظامي و شهروندان كشور،‏ موجب خواهد شد توان نظامي آنها به 10 برابر وضع معمول و متعارف برسد و دشمنان را پراكنده و نابود كنند (كم من فئه قليله غلبت فئه كثيره باذن الله).‏
 



           
جمعه 15 آذر 1392برچسب:, :: 20:14
ماریه میرزابیگی

جنگ نرم مترادف اصطلاحات بسیاری در علوم سیاسی و نظامی است. در علوم نظامی از واژه هایی مانند جنگ روانی یا عملیات روانی و در علوم سیاسی از واژه هایی چون براندازی نرم، تهدید نرم، انقلاب مخملین و اخیرا به واژه انقلاب رنگین برای تبیین این اصطلاح  استفاده می‌شود

گاهی به جای جنگ از واژه های تهدید یا قدرت نیز استفاده می شود، ولی در نهایت هر دوبه یک مفهوم ختم می شوند. نظریه جنگ نرم طی دهه های اخیر وارد ادبیات سیاسی شده است و "ژوزف نای" از اندیشمندان معاصر معتقد است، مبنای قدرت سخت یا جنگ سخت بر "اجبار" و مبنای قدرت نرم بر "اقناع" است، او برخلاف بعضی از صاحب نظران، اقتصاد و دیپلماسی را در زیرمجموعه قدرت سخت قرار داده و تنها از رسانه بعنوان قدرت نرم نام می‌ برد.

در تمامی اصطلاحات بالا هدف مشترک تحمیل اراده گروهی بر گروه دیگر بدون استفاده از راه های نظامی است. اما از آنجا که در مورد گستردگی و حوزه فعالیت هر کدام اتفاق نظر وجود ندارد؛ اشاره کوتاهی به هر کدام از واژه های مذکور و سابقه تاریخی آنها خواهیم داشت.

مبنای قدرت سخت یا جنگ سخت بر "اجبار" و مبنای قدرت نرم بر "اقناع" است

جنگ روانی، جنگ نرم

جنگ روانی پیشینه ای بسیار طولانی دارد؛ چرا که انسان‌ها برای تحت تأثیر قرار دادن طرف مقابل به شیوه‌ها و ترفندهایی متوسل می‌شدند، اما اصطلاح جنگ روانی در جنگ جهانی دوم در آمریکا و اروپا رواج یافت.

 فولر، مورخ و تحلیلگر نظامی بریتانیایی اولین کسی بود که اصطلاح جنگ روانی را در سال 1920 به کار برد. در آن زمان استفاده  فولر از واژه جنگ روانی در محافل نظامی و علمی بریتانیا و آمریکا توجه چندانی را به خود جلب نکرد. در ژانویه 1940 با انتشار مقاله ای با عنوان "جنگ روانی و چگونگی به راه اندازی آن" این اصطلاح برای اولین بار وارد ادبیات آمریکا شد. بر این اساس "جنگ روانی را باید استفاده از هر نوع وسیله ای به منظور تاثیر گذاری بر روحیه و رفتار یک گروه با هدف نظامی مشخص معنا کرد". در پایان جنگ جهانی دوم این اصطلاح به "فرهنگ لغت وبستر" وارد شد و بخشی از عبارت پردازی‌های سیاسی و نظامی آن زمان را تشکیل داد.

 در سال 1950 یعنی تنها یک‌سال پس از پایان جنگ جهانی دوم "ترومن"، رئیس جمهور وقت آمریکا  به منظور کسب آمادگی برای اجرای جنگ‌روانی در کره پروژه‌ای با عنوان "نبرد حقیقت" را با بودجه‌ای معادل 121میلیون دلار تصویب کرد. ارتش آمریکا اداره و ریاست جنگ‌ روانی را به عنوان بخش ستادی ویژه ایجاد کرد و در کنار واحدهای رزمی، واحدهای جنگ‌روانی گسترده‌ای را با استفاده از تجربیات جنگ‌جهانی دوم تشکیل داد. از آن‌زمان تاکنون، سازمان‌ها و واحدهای روانی ـ تبلیغاتی آمریکا با توسعه‌ای روزافزون همواره به عنوان یکی از بازوهای اصلی آن کشور در جنگ و صلح عمل کرده‌اند.

براندازی نرم، تهدید نرم، انقلاب مخملین، انقلاب رنگین

در سال های پایانی جنگ سرد، اولین پروژه براندازی نرم در لهستان و با رهبری "لخ والسا" در جنبش کارگری این کشور در سال 1984 تحقق یافت و با فروپاشی شوروی و یوگسلاوی و چند کشور دیگر اروپای شرقی براندازی نرم به مسئله جدیدی در حوزه قدرت و امنیت تبدیل شد.

 استعمارگران از براندازی حکومت ها در یوگسلاوی، گرجستان، اوکراین، قرقیزستان و امثال آن با عنوان انقلاب های رنگی، به جای واژه خشن جنگ نرم یاد می نمایند.

 انقلاب های مخملی یا "انقلاب های رنگی" و "گلی" از شیوه های براندازی نرم است که نوعی دگرگونی و جابجایی قدرت به همراه مبارزه منفی و نافرمانی مدنی را شامل می‌شود. انقلاب های رنگی و مخملی در جوامع پسا کمونیستی در اروپای مرکزی، شرقی و آسیای مرکزی اتفاق افتاد. این واژه برای نخستین بار از سوی "والسلاوهادل" رئیس جمهور پیشین چک که در آن زمان رهبر مخالفان چکسلواکی سابق بود، وارد ادبیات سیاسی شد. مخالفان حکومت در چکسلواکی با انجام سلسله اقدامات مرتبط و زنجیره‌ای در طی یک دوره شش هفته‌ای از 17 نوامبر تا 29 دسامبر 1989 در این کشور موفق به نوعی دگرگونی و جابجایی قدرت شدند. این پدیده سپس به شکل زنجیره‌ای در صربستان طی دو مرحله 1997 - 2000 ، گرجستان 2003 ، اوکراین 2004 و قرقیزستان 2005 ادامه یافت.

به طور کلی اهداف آمریکا از سازماندهی انقلاب های رنگین در کشور‌های هدف را در چارچوب حوزه‌های زیر می‌توان بررسی کرد:

- تسلط بر مناطق ژئوپلتیکی و ژئواستراستژیکی

- کنترل شریان انتقال انرژی و جلوگیری از تسلیحاتی شدن آن

- حذف و یا مهار نظام های مخالف در برابر نظام آمریکا

 - ممانعت از ایجاد اتحادیه های نظامی و امنیتی در آسیا، خاورمیانه و آسیای مرکزی

 - همسو کردن کشورهای هدف با سیاست های آمریکا

 - فرصت سازی اقتصادی برای آمریکا

 - مهار بیداری اسلامی

جورج سوروس ، رئیس بنیاد سوروس سرمایه دار بزرگ آمریکایی یا به عبارتی میلیاردر یهودی آمریکایی یکی از معماران اصلی انقلاب مخملین گرجستان در گفتگویی با روزنامه لس آنجلس تایمز اظهار داشت که : تمایل دارد سناریوی گرجستان در کشورهای آسیای مرکزی یعنی تاجیکستان، ازبکستان، قرقیزستان و ترکمنستان تکرار شود.

شرکت‌کنندگان انقلاب‌های رنگین اغلب از مقاومت مسالمت‌آمیز با هدف اعتراض‌ علیه دولت‌های غیرهمسو با آمریکا و حمایت از دمکراسی، لیبرالیسم و استقلال ملی استفاده کرده‌اند و معمولاً یک رنگ یا گل خاصی را به عنوان سمبل و نشانه خود برگزیده‌اند. اعتراض‌های صورت گرفته و نقش مهمی که سازمان‌های غیردولتی به ویژه سازمان‌های فعال دانشجویی در سازماندهی مقاومت مسالمت‌آمیز ایفا می‌کنند، این رویدادها را برجسته‌تر نشان می‌دهد.

جنگ روانی پیشینه ای بسیار طولانی دارد؛ چرا که انسان‌ها برای تحت تأثیر قرار دادن طرف مقابل به شیوه‌ها و ترفندهایی متوسل می‌شدند، اما اصطلاح جنگ روانی در جنگ جهانی دوم در آمریکا و اروپا رواج یافت

اهداف اجرایی از جنگ نرم

همان طور که اشاره شد، جنگ روانى جدید عملى سازمان یافته و برنامه ریزى شده پدیده اى همیشگى و پیوسته است که اختصاص به مقطع زمانى خاصى ندارد. با توجه به این مسأله مى توان اهداف جنگ روانى را در یک تقسیم بندى به اهداف سیاسى و اهداف نظامى و در تقسیم بندى دیگر، آن را به اهداف و مقاصد استراتژیکى و مقاصد تاکتیکى تقسیم نمود

با توجه به این که ماهیت اصلى عملیات روانى به اعتراف خود آمریکایى ها عبارت است از تلاش براى تأثیرگذارى بر افکار، احساسات و تمایلات گروه هاى دوست، دشمن یا بى طرف مى توان تا حدودى به برخى از مهمترین اهداف جنگ روانى پى برد:

- تأثیرگذارى شدید بر افکار عمومى جامعه مورد هدف از راه طرح جنگ نرم و با ابزار خبر و اطلاع رسانى هدفمند و کنترل شده که نظام سلطه همواره از این روش براى پیشبرد اهداف خود سود جسته است و البته موفقیت هایى هم در این زمینه داشته است.

- ترساندن از مرگ یا فقر یا قدرت خارجى سرکوبگر و پس از آن دعوت به تسلیم از راه پخش شایعات و دامن زدن به آن براى ایجاد جو بى اعتمادى و ناامنى روانى.

- اختلاف افکنى در صفوف مردم و برانگیختن اختلاف میان مقام هاى نظامى و سیاسى کشور مورد نظر در راستاى تجزیه سیاسى کشور.

- اشاعه بذر یأس و نومیدى درمیان مردم و بویژه نسل جوان به منظور بى تفاوت کردن آنها نسبت به کشور خود و تحولات احتمالى آتى.

- کاهش روحیه و کارآیى رزمى ( در زمان جنگ نظامى).

- ایجاد اختلال در سامانه هاى کنترلى و ارتباطى کشور هدف.

- تبلیغات سیاه (با هدف براندازى و آشوب) به وسیله شایعه پراکنى، پخش تصاویر مستهجن ، جوسازى از راه پخش شب نامه ها و ...

- تقویت نارضایتى هاى ملت به دلیل مسائل مذهبى، قومى، سیاسى و اجتماعى نسبت به دولت خود به طورى که در مواقع حساس این نارضایتى ها زمینه تجزیه کشور را فراهم کند.

- تلاش براى بحرانى و حاد نشان دادن اوضاع کشور از راه ارائه اخبار نادرست و نیز تحلیل هاى نادرست و اغراق آمیز که مقام معظم رهبرى نیز در دیدار اخیر اعضاى مجلس خبرگان با ایشان به آن اشاره داشته و آن را در راستاى خط تهاجمى دشمن توصیف کردند.

با توجه به تمام مطالبى که گفته شد، ضرورت مقابله جدى با جنگ روانى دشمن به شیوه هاى سخت افزارى و نرم افزارى بر کسى پوشیده نمى ماند. اما در این میان وحدت استراتژیک تمام نهادهاى کشور براى پاسداشت تمامیت ارضى نیز مقدمه اى لازم براى خنثى کردن جنگ روانى دشمنان است.



           
جمعه 15 آذر 1392برچسب:, :: 20:10
ماریه میرزابیگی

مطلب درباره نماز

نماز مهمترين ذکر واجبي است که تا واپسين لحظات زندگي برعهده‌ي آدمي است. خداوند متعال در قرآن کريم مي‌فرمايد: » واقيمواالصلاة« يعني به پا داريد نماز را، دراثر اين امر خداوند، مي‌فهميم که نماز بر ما واجب است و بايد آن را انجام دهيم و اگر از انجام آن سرپيچي نمائيم مؤاخذه خواهيم شد، به بيان ديگر نماز عبادت مشترکي ميان تمام اديان است و براي آن تعريف‌هاي بسيار ذکر شده که يکي از بهترين آنها، تعريف اگوست سياتيه استاد فلسفه‌ي پاريس است که در کتاب خود به نام فلسفه‌ي دين مي‌نويسد:
          «دين، روح انسان را با نيروئي نامرئي که مقدراتش را در اختيار دارد، ارتباط مي‌دهد. و نماز (که اين ارتباط را برقرار مي‌سازد) همان دين در حالت  عمل يا همان دين حق است.» و آنگاه اضافه مي‌کند: «دين وقتي با عملي زنده توام نباشد که ميان بنده و آفريدگار را ارتباط دهد و روح را به سوي رستگاري بکشاند مفهومي نخواهد داشت».

اين گفته همان چيزي است که حضرت محمد پيغمبر اسلام(ص) فرموده است که:

»لاخيرفي دين لاصلوة فيه«

»ديني که در آن نماز نباشد خيري در آن نيست. «

ديل کارنگي دانشمند معروف آمريکايي در کتاب خود به نام: «آئين زندگي» نماز و دعا را وسيله‌ي غلبه بر تشويش ونگراني معرفي مي‌کند و مي‌نويسد: امروز جديدترين علم پزشکي يعني روان پزشکي همان روش‌هايي را آموزش مي‌دهد که پيامبران تعليم مي‌دادند چرا؟ «به علت اينکه پزشکان روحي دريافته‌اند که دعا و نماز و داشتن ايمان محکم به دين، نگراني، تشويش، هيجان وترس را که موجب اغلب بيماري‌هايي از اين عوامل ناشي مي‌شوند، برطرف مي‌سازد».

            امروز حتي پزشکان روانشناس نيز مبلغان متجدد دين شده‌اند و گرويدن به دين را توصيه مي‌نمايند.



ادامه مطلب ...


           
پنج شنبه 30 آبان 1392برچسب:, :: 13:11
ماریه میرزابیگی

گروهى از مؤمنان که زینت متاع دنیا و فرزندان اموالى که مایه چشم روشنى است آنها را به خود مشغول نداشته، حق نماز را خوب شناخته اند

نماز از گناهان آینده جلوگیرى مى کند، نسبت به گناهان گذشته نیز از طریق توبه و انابه به درگاه الهى که نماز بستر آن را فراهم مى سازد اثر مى گذارد و گناهانى را که همچون طناب بر گردن انسان قرار گرفته و او را از پیشرفت و ترقّى مانع مى شود، از بین برده، انسان را آزاد مى سازد.



«تَعَاهَدُوا أَمْرَ الصَّلاَةِ، وَ حَافِظُوا عَلَیْهَا، وَ اسْتَکْثِرُوا مِنْهَا، وَ تَقَرَّبُوا بِهَا، فَإِنَّها (کَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنینَ کِتَاباً مَّوْقُوتاً» ؛


امام على علیه السلام در بخشى از خطبه (199) در رابطه با اهمیّت فوق العاده نماز،به آثار مهم معنوى و تربیتى نماز و عاقبت شوم تارکان و سبک شمرندگان آن پرداخته، نمازگزاران واقعى را معرفى مى کند، نخست مى فرماید: «برنامه نماز را به خوبى مراقبت کنید و در محافظت آن بکوشید. بسیار نماز بخوانید و به وسیله آن به خدا تقرّب جویید زیرا نماز بر همه مؤمنان در اوقات مخصوص واجب است».

در این عبارت کوتاه چهار دستور درباره نماز داده شده است: تعاهد، محافظت، استکثار، و تقرب جستن به آن.سپس امام(علیه السلام) به ذکر دلیل براى این دستورات مهم در مورد نماز پرداخته و به هفت نکته اشاره مى کند و به آیاتى از قرآن مجید و سنّت پیامبر(صلى الله علیه وآله) استدلال مى فرماید.نخست مى گوید: «زیرا نماز به عنوان فریضه واجب (در اوقات مختلف شب و روز) بر مؤمنان مقرّر شده است»؛ سپس به ذکر دلیل دوم پرداخته، مى فرماید: «آیا پاسخ دوزخیان را در برابر این سؤال که «چه چیز شما را به دوزخ کشانید؟» نمى شنوید که مى گویند: «ما از نمازگزاران نبودیم»»؛امام در بیان سومین و چهارمین دلیل براى اثبات اهمیّت نماز مى فرماید: «نماز گناهان را فرو مى ریزد، همچون فروریختن برگ از درختان (در فصل پاییز) و طناب هاى معاصى را از گردن ها مى گشاید»؛آرى همان گونه که نماز از گناهان آینده به مضمون آیه شریفه (إِنَّ الصَّلوةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَآءِ وَالْمُنْکَرِ)(1) جلوگیرى مى کند، نسبت به گناهان گذشته نیز از طریق توبه و انابه به درگاه الهى که نماز بستر آن را فراهم مى سازد اثر مى گذارد و گناهانى را که همچون طناب بر گردن انسان قرار گرفته و او را از پیشرفت و ترقّى مانع مى شود، از بین برده، انسان را آزاد مى سازد.

در حدیثى از سلمان فارسى مى خوانیم که مى گوید: من با رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در سایه درختى نشسته بودیم، پیامبر شاخه اى از آن درخت را گرفته، تکان داد در این هنگام برگها فرو ریختند، سپس فرمود: آیا نمى پرسید چرا این کار را کردم؟ عرض کردند: اى رسول خدا خودت به ما خبر ده! فرمود: بنده مسلمان هنگامى که به نماز بر مى خیزد گناهان او فرو مى ریزد همان گونه که برگهاى این درخت فرو ریخت.

سپس امام در پنجمین استدلال خود به کلام معروف رسول خدا درباره اهمیّت نماز استناد مى جوید و مى فرماید: «پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلّم نماز را به چشمه آب گرمى تشبیه فرمود که بر در خانه انسان باشد و او هر شبانه روز پنج مرتبه خود را در آن شستشو دهد که بى شکّ چرک و آلودگى در بدنش باقى نخواهد ماند (نمازهاى پنج گانه روزانه نیز چنان روح و قلب انسان را شستشو مى دهد و آثارى از گناه در آن باقى نمى گذارد)» با توجه به اینکه در متن خطبه تعبیر به «حمّه» (چشمه آب گرم یا آبهاى گرمى که به عنوان درمان بیمارى ها مورد استفاده قرار مى گیرد) شده روشن مى شود که نماز همچون چشمه آب معمولى نیست، بلکه چشمه خاصّى است که آثار فوق العاده اى در زدودن آلودگى ها دارد؛ این تأثیر ممکن است از این جهت باشد که نماز روح تقوا را در انسان زنده مى کند و به مضمون (إِنَّ الصَّلوةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَآءِ وَالْمُنْکَرِ) او را از فحشا و منکرات، در آینده باز مى دارد و طبعاً نسبت به گذشته نیز دعوت به توبه مى نماید.

رسول خدا بعد از بشارت به بهشت خویش را براى نماز به تعب و مشقّت مى انداخت، زیرا خداوند به او فرموده بود: «خانواده خویش را به نماز دعوت کن و در برابر آن شکیبا باش» (زیرا نماز کلید ورود به بهشت است) لذا آن حضرت پى در پى اهل بیت خود را به نماز دعوت مى کرد و خود را بر آن وادار مى کرد و در انجام آن اصرار و شکیبایى داشت


امام(علیه السلام)در ادامه سخن در ششمین استدلال خود به آیه دیگرى در قرآن مجید که مقام والاى نمازگزاران را بیان مى کند استناد مى جوید و مى فرماید: «گروهى از مؤمنان که زینت متاع دنیا و فرزندان اموالى که مایه چشم روشنى است آنها را به خود مشغول نداشته، حق نماز را خوب شناخته اند. خداوند سبحان درباره آنها مى فرماید: «آنها مردانى هستند که تجارت و بیع آنان را از یاد خدا و برپاداشتن نماز و پرداختن زکات باز نمى دارد» . 

سرانجام در بیان هفتمین و آخرین دلیل براى اهمیّت نماز اشاره به برنامه پیامبر اکرم که برگرفته از قرآن مجید است کرده، مى فرماید: «رسول خدا بعد از بشارت به بهشت خویش را براى نماز به تعب و مشقّت مى انداخت، زیرا خداوند به او فرموده بود: «خانواده خویش را به نماز دعوت کن و در برابر آن شکیبا باش» (زیرا نماز کلید ورود به بهشت است) لذا آن حضرت پى در پى اهل بیت خود را به نماز دعوت مى کرد و خود را بر آن وادار مى کرد (و در انجام آن اصرار و شکیبایى داشت)».

این دلائل هفت گانه که امیرمؤمنان على(علیه السلام) براى بیان اهمیّت نماز از آیات قرآن و سنّت پیامبر آورده و ده ها دلایل دیگر که به یقین، امام در مقام بیان همه آنها نبوده است، نشان مى دهد که نماز چه گوهر گرانبهایى است و چه تأثیرى در تربیت و سعادت انسان دارد و دورماندن از نماز و برکات آن چه خطراتى ایجاد مى کند.(2)



پی نوشت ها :

1. عنکبوت، آیه 45.

2. جلد 7، صفحه 723 .


منبع : سایت آیت الله مکارم شیرازی



           
پنج شنبه 30 آبان 1392برچسب:, :: 12:58
ماریه میرزابیگی

امام حسین ع پسر امیر المومنین علی ع و حضرت فاطمه س (دختر  حضرت محمد ص  پیامبر اسلام)، امام سوم ما شیعیان است.امام حسین ع  ۳ شعبان ۴ هجری قمری در مدینه زاده شد و در ۱۰ محرم ۶۱ (برابر ۲۱ مهرماه سال ۵۹ خورشیدی) در کربلا واقع در عراق کنونی در نبرد کربلا به شهادت رسید.

در میان شیعیان، از امام حسین ع با القابی همچون اباعبدالله، ثارالله (به معنای خون خدا)، خامس آل عبا، سبط، وفی، زکی و سیدالشهدا نام برده می‌شود.  حضرت سجاد، امام چهارم شیعیان فرزند امام حسین ع است.


دوران کودکی
 امام حسین ع بنابر اکثر روایات در اولین روزهای شعبان سال چهارم هجری به دنیا آمد.حضرت محمد، پیامبر مسلمانان و پدربزرگ او، در همان سالهای کودکی امام حسین ع درگذشت. روایاتی از علاقه محمد نسبت به وی و برادرش حسن مجتبی نقل شده‌است. مانند «هر کس آنها را دوست داشته باشد من را دوست دارد و هر کس از آنها متنفر باشد از من منتفر است» یا «حسن و حسین سید جوانان اهل بهشت اند». حدیث دوم از دیدگاه شیعه اهمیت زیادی دارد و به اعتقاد آن گواهی بر حقانیتامام  حسن ع و امام حسین ع بر امامت است.


دوران جوانی تا زمان مرگ معاویه
در دوران خلافت حضرت علی ع، امام حسین ع در رکاب پدرش بود و در جنگ‌های او شرکت داشت. امام حسین ع پسر  حضرت علی هنگام زمامداری پدرش او را در جنگ‌های جمل و صفین و نهروان همراهی کرده بود. سال ۵۰ هجری وقتی که برادرش  امام حسن کشته شد. معاویه حدود ۱۰ سال به عنوان خلیفه باقی بود. معاویه سال ۶۰ هجری هلاک شد و پسرش یزید را به جانشینی انتخاب کرد. به نوشته منابع شیعه حسین بن علی موافق راه و روش حکومت هم عصر خود نبود. بنابر نوشته تاریخ نویسانی مانند دینوری از شرایط صلح حسن بن ابی طالب با معاویه، پرداخت سالیانه دو میلیون درهم از محل خزانه به حسین بود.
در این زمان معاویه از مروان حاکم مدینه خواسته بود تا با امام حسین ع برخوردی نداشته باشد و عملی تحریک آمیز انجام ندهد. گزارش‌ها نشان می‌دهد که شیعیانی مانند حجر بن عدی حتی پیش از شهادت امام حسن بسیار به دیدن او می‌آمدند و از او تقاضا می‌کردند تا بر علیه معاویه قیام کند. اما بنا بر نوشته البلاذری پاسخ او همیشه این بود که تا زمانی که معاویه هست کاری نمی‌توان کرد.

واقعه کربلا
نبرد کربلا جنگی بود که در دهم محرم ۶۱ هجری قمری (مهر ۵۹ خورشیدی) اتفاق افتاد و به عاشورا معروف است. این نبرد میان سپاه حسین بن علی و سپاه یزید بن معاویه در نزدیکی محلی به‌نام کربلا در گرفت.

حسین بن علی روز دوم محرم به کربلا رسید و روز سوم عمر بن سعد با ۴۰۰۰ نفر در کربلا اردو زد. در روز هفتم محرم آب را بر حسین بن علی و همراهانش بستند و در نهم محرم، شمر با ۴۰۰۰ نفر و نامه‌ای از طرف عبیدالله بن زیاد وارد کربلا شد، او در این نامه به عمر بن سعد دستور داده بود با حسین بن علی بجنگند و او را بکشند و اگر این‌کار از دست او برنمی‌آید، فرماندهی را به شمر واگذارد....

×××برای مشاهده ادامه مقاله روی ادامه مطلب کلیک کنید×××

 



ادامه مطلب ...


           
پنج شنبه 30 آبان 1392برچسب:, :: 12:43
ماریه میرزابیگی


 

(آيه نقل قول از لقمان در پند و اندرز دادن به فرزند خود است).

 


وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ وَاغْضُضْ مِن صَوْتِكَ إِنَّ أَنكَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحمير

 
« و در راه رفتن خود ميان رو باش و صداي خود را پائين بياور که آزار دهنده ترين صداي ناخوشايند ، براستي صداي خران است».

 

نکات آيه:


1ــ پائين آوردن صدا:

صدا و سر وصداي بلند زماني که پيوسته باشد زيانهاي زيادي به بدن و روان انسان وارد مي کند که مهمترين آنها عبارتند از:


زياد شدن ترشح ادرنالين که بنوبه خود از جمله منجر به بهم ريختن عصبي فرد مي شود ـــ ايجاد شدن تنشهائي در کارکرد بيني و گوش و حنجره ـــ مبتلا شدن به خيلي از بيماريهاي قلبي و خوني از جمله بالا رفتن فشار خون و تصلب شرايين ــــ و تنشهاي همراه با احساس سردرد مزمن و احساس فشار و سختي.

2ــ "صداي خران" آزار دهنده ترين صداي جانوران است:

واحد اندازه گيري شدت صدا دسيبل است. شدت صداي پچ پچ و درگوشي ميان 10 تا 20 دسيبل است،
صداي ماشين کوچک 70 تا 80 دسيبل، صداي ماشين باري 80 تا 90 دسيبل، صداي هواپيما هنگام کنده شدن از زمين 110 تا 130 دسيبل. پائين ترين صدائي که انسان مي تواند بشنود 20 دسيبل است.
هنگاميکه شدت صدا به 45 دسيبل مي رسد انسان نمي تواند آسوده بخوابد، نزديک 85 دسيبل دردهاي گوش آغاز مي شود. در سر و صداهاي نزديک به 90 دسيبل آدم نمي بايست 8 ساعت بيشتر در آن فضا بماند، در 100 دسيبل نمي بايست بيش از دو ساعت بماند، در 110 دسيبل نمي بايست بيش از نيم ساعت بماند، و به 160 دسيبل که برسد آدم کر مي شود.

و شدت صداي ناخوشايند خر که موضوع آيه مي باشد بالاي 100 دسيبل است. و امروزه انسان در ميان جانوران صداي ناخوشايندِ آزار دهنده شديدتري از صداي خر نمي شناسد و آنچه در آيه آمده مبني بر اينکه " آزار دهنده ترين صداي ناخوشايند صداي خران است" درست است.

 

( جالب اينکه در1400 سال پيش ،زمانيکه هيچ وسيله تشخيص فرکانس هاي صوتي

در اختيار نبوده قرآن اينگونه به اين نکته علمي اشاره مي کند )



           
یک شنبه 12 آبان 1392برچسب:, :: 8:16
ماریه میرزابیگی

«اوست که خورشيد را نور اصلي و ماه را نور بازتابي قرار داد».

«ضياء و ضوء» درخشش و تابشي است که از خود شئ ساطع مي شود، مانند تابش و درخشش چراغ و شمع. و «نور»  روشـنـائي و تابـشي است که از خـود شئ ساطع نمي شود بلکه بازتاب تابش ضياء است. و اينکه آيه مي گويد: خـورشـيـد «ضياء» است و ماه «نور»، به اين معني است که تابش خورشيد از خود آن است ولي تابـش ماه از خـود آن نيست بـلـکه بازتاب تابش خورشيد است. (اين موضوع در سوره نوح و به نقـل از حضرت نوح آمـده. يعـني وي چند هـزار سال پـيش از ميلاد حضرت مسيح به مـردم گـفـتـه بـوده که: تـابـش خـورشيد از خود آن و تابش ماه بازتاب تابش خورشيد است. ولي مردم طـبـق معـمـول بوي مي خنديده اند).

 


 



           
یک شنبه 12 آبان 1392برچسب:, :: 8:13
ماریه میرزابیگی

 به نام خدا

بدان که حقيقت غيبت آن است که چيزى نسبت به شخصي که شيعه باشد ذکر کنى که اگر به گوش او برسد او را ناخوش آيد و به آن راضى نباشد، خواه آن نقص، در بدن او باشد، مثل اين که بگويى: فلانى کور، يا کر، يا گنگ، يا نيم مرده، يا کوتاه، يا بلند، يا سياه، يا زرد و امثال اينها است، يا در نسب او باشد مثل اين که بگويى: پسر فلان، فاسق، يا ظالم،   يا حمال زاده، يا نانجيب و نحو اينها است. يا در صفات و افعال و اقوال او باشد مثل اين که بگويى: بد خلق، يا بخيل، يا متکبّر، يا ترسو، يا ريا کار، يا دروغ‏گو، يا دزد، يا ظالم، يا پرگو، يا پرخور، يا بى‏وقت به خانه مردم مى‏رود، و نحو اينها است



ادامه مطلب ...


           
یک شنبه 12 آبان 1392برچسب:, :: 8:6
ماریه میرزابیگی

مناجات با خدا

بارالها!

در پیشگاه تو ایستاده‌ام،

و دست‌هایم را به سوى تو بلند کرده‌ام،

آگاهم که در بندگى‌ات کوتاهى نموده و در فرمانبرى‌ات سستى کرده‌ام،

اگر راه حیا را مى‌پیمودم از خواستن و دعا کردن مى‌ترسیدم …

ولى … پروردگارم!

آن گاه که شنیدم گناهکاران را به درگاهت فرا مى‌خوانى،

و آنان را به بخشش نیکو و ثواب وعده مى‌دهى،

براى پیروى ندایت آمدم،

و به مهربانى‌هاى مهربان‌ترین مهربانان پناه آوردم.



           
جمعه 10 آبان 1392برچسب:, :: 12:29
ماریه میرزابیگی



من نماز مي خوانم چون...

من نماز مي خونم چون پر پروازم به سوي عرش الاهي است.من کوچکم،کودکم،اما مي دانم که بايد بخوانم تا در آسمان قلبم اوج بگيرم،بخوانم تا ابري باشم،تا بر درياي دلم ببارم،بخوانم تا نماز دوايي باشد راي درد مشکلاتم.

آنقدر در راه پر پيچ و خم زندگي زمين خورده ام که ديگر دلم نمي خواهد قدمي بردارم.آنقدر که هر بار خواستم به صانع ستاره ها بگويم،سکوتي پر از گله و ناله تمام وجودم را فرا گرفت و لبانم از هم گشوده نمي شد که حتي آهي اين سکوت را بر هم زند.

آنقدر پر از اشکم،آنقدر پر از احساسم،که اگر باري دگر زمين بخورم مي گويم،اما مي دانم حرف هايم باز از سکوت پر خواهند شد.پس آنقدر مي خوانم تا روزي شفا بگيرم که دگر گله اي در ميان نباشد.

وقتي نماز ميخوانم همچو پري بر روي آب تمام وجودم را خلاء پر مي کند در اين خلاء است که مي توان فهم شفافي نماز را همچو آب روان،پاکي آن را همچو کودک و نوراني بودنش را همچو خورشيد درک کرد.

نماز مانند قلمي است بر روي کاغذ زندگي که نويسنده را هدايت مي کند.اوست که مي گويد نويسنده احساسش را چه گونه روي کاغذ بياورد.

نماز مي خوانم تا درک کنم چرا ياد خدا همچو نوري هميشه قلبم را از تاريکي ها خالي مي کند،چرا زندگي خاکستري است،چرا بين من و معبود من کمتر از يک صدا کردن فاصله است.من او را مي خوانم، او هميشه در کنار من خواهد بود،همانند آسمان و ابر هايش،دريا و ماهي هايش،جنگل و درختانش،که بدون هم پر از تنهايي اند.اين جنگل و دريا و آسمان نيستند که به درخت و ماهي و ابر نيازمندند ،اين آن ها هستند که به جنگل و آسمان و دريا وابسته اند.من نيز به خداوند خود نيازمند و وابسته ام.

نماز پل من به سوي پروردگار است.پلي از جنس عشق ام سخت تر از فولاد.

من نماز مي خوانم،تا بدانم،در قلب خدا مي مانم



           
جمعه 10 آبان 1392برچسب:, :: 12:3
ماریه میرزابیگی



           
پنج شنبه 9 آبان 1392برچسب:, :: 21:51
ماریه میرزابیگی


آورده اند كه روزي شيخ در بستر مريضي و رو به مرگ بود؛؛؛ياران را فراخواند تا فلان كتاب را براي او آورند؛؛؛مريدان گفتند: شيخينا ؛؛شما كه در زمره ي مرگ هستيد؛؛كتاب به چ كار آيد؟

شيخ پاسخ داد:فلان مطلب در آن كتاب است كه نميدانم؛؛؛بدانم و بميرم بهتر است يا ندانم و بميرم؟؟!!؟!

يكي از ياران جواب داد:مگر به شما علمي بي پايان نداده است؟

چن لحظه سكوت برقرار شد؛؛همه منتظر پاسخ شيخ بودند كه شيخ گفت:"مرتيكه تنبل" نميخاي از جات بلندشيء زر اضافه نزن!!!!!!!!

مريدان نعره ها بزدندي و خشتك ها پاره كردندي و سر به بيابان نهادندی!!

بعلههههههه؛؛و اينگونه شد كه شيخ نادان از دنيا رفتتتتتتتتتتتتتتت!!!

نتيجه اخلاقي:به ماشين لباسشويي دست نزنيددددددد!!!وگرنه قلبتون شايد بگيرهههه هـــــآآ؛؛ببينين من كي گفتمممم!!هههههخخخ خعلی بد شد نه؟



           
پنج شنبه 9 آبان 1392برچسب:, :: 20:47
ماریه میرزابیگی

 

چندي پيش تيمي از دانشمندان آمريكايي دريافتند كه برخي از گياهان استوايي فركانس هايي مافوق صوت از خود صادر مي كنند كه به وسيله دستگاه هاي پيشرفته علمي ثبت شده است.

دانشمندان حدود سه سال به تحقيق ومطالعه اين وضعيت حيرت آور پرداختند و سرانجام دريافتند كه اين پالس هاي مافوق صوت به الكتريسته نوري تبديل شده و بيش از صدمرتبه در ثانيه تكرار مي شوند.

يك تيم آمريكايي اين آزمايش را در برابر يك گروه علمي در انگليس انجام دادند كه در بين اين گروه، يك دانشمند مسلمان هندي الاصل نيز قرار داشت. بعد از 5 روز آزمايش، گروه انگليسي از اين مساله بسيار شگفت زده شدند ولي دانشمند مسلمان انگليسي گفت: مامسلمانان اين مساله را در 1400 سال پيش تفسير كرده ايم. دانشمندان از اين سخن وي بسيار حيرت زده شدند و اصرار كردند كه آن را برايشان شرح دهد. دانشمند مسلمان اين آيه قرآن را قرائت كرد: «و هيچ موجودي نيست جز آن كه او را به پاكي مي ستايد ولي شما ذكر تسبيحشان را نمي فهميد. او بردبار و آمرزنده است.»

زماني كه اسم جلاله «الله» بلند شد، پالس هاي مافوق صوت به الكتريسته نوري تبديل و بر روي مانيتورها ظاهر گشت.

پروفسور «وليام براون» مسئول اين تيم تحقيقاتي با اين دانشمند مسلمان براي شناخت دين اسلام به گفت و گو پرداخت و دانشمند مسلمان براي وي دين اسلام را تشريح كرده و يك جلد قرآن مجيد به همراه تفسير آن به زبان انگليسي را به وي اعطا كرد. براون شهادتين را گفت و مسلمان شد



           
پنج شنبه 9 آبان 1392برچسب:, :: 9:25
ماریه میرزابیگی
  • حضرت امام موسی بن جعفر (علیه السّلام) از رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) حدیث کرده اند که فرموده اند: اعتدال در کار و مدارا کردن با بدن در رأس تمام پرهیزها است.

منبع: بحار،ج14،ص520

  • حضرت امام علی (علیه السّلام) فرموده اند: هر یک از اعضای بدن به استراحت احتیاج دارد.

منبع: غررالحکم،ص245

  • رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرموده اند: خوشبخت کسی است که آیین اسلام را پذیرفته و به قدر معاش خود درآمد دارد و قوای بدنش نیرومند است.

منبع: بحار15،قسمت2،ص236

  • حضرت امام علی (علیه السّلام) فرموده اند: جسم آدمی شش  حالت دارد: سلامت و مرض، مرگ و حیات، خواب و بیداری. جان آدمی نیز دارای این شش حالت است: حیات جان علم است و مرگش جهل، مرض جان شک و تردید است سلامتش یقین، خواب جان غفلت و بی خبریست و بیداریش حفظ و مراقبت است.

منبع: بحار،ج14،ص398

  • حضرت امام علی (علیه السّلام) فرموده اند: کمتر خوردن مانع بسیاری از بیماری های جسم می شود.

منبع: فهرست غرر،ص13و14

  • حضرت امام علی (علیه السّلام) فرموده اند: پرخوری و پرخوابی باعث فساد و تباهی مزاج و مایه ی جلب عوارض زیان بار است.

منبع: فهرست غرر،ص13و14

  • حضرت امام علی (علیه السّلام) فرموده اند: کسی که ناخوشی خود را از پزشکان پنهان کند به بدن خود خیانت کرده است.

منبع: غررالحکم،ص663

  • حضرت امام باقر (علیه السّلام) فرموده اند: خداوند آدمی را میان تهی آفریده و ناچار باید به شکم خود غذا برساند.

منبع: کافی6،ص286

  • حضرت امام صادق (علیه السّلام) فرموده اند: بدن آدمی بر غذا پایه گذاری شده است.

منبع: کافی6



           
پنج شنبه 9 آبان 1392برچسب:, :: 9:22
ماریه میرزابیگی

برو طواف دلی کن که کعبه ی مخفی است /که آن خلیل بنا کرد واین خود خدا ساخت...



           
پنج شنبه 9 آبان 1392برچسب:, :: 9:10
ماریه میرزابیگی

 

مفاسدی که در آستانه انقلاب حضرت مهدی (علیه السّلام) فراگیر می شود ، بسیار است. امام صادق (علیه السّلام) در روایتی ، نوع مفاسدی که در آخر الزمان رایج می شود و بعضی از آن ها جنبه ی اجتماعی و سیاسی ، و بعضی جنبه اخلاقی دارد را پیش بینی کرده است . حضرت می فرمایند :

 

1- آن گاه که دیدی حق مرده و اهل حق از میان رفتند.

 

2- ستم همه جا را فراگرفته است.

 

3- قرآن فرسوده شده ، و بدعت هایی از روی هوا و هوس در مفاهیم آن آمده است............



ادامه مطلب ...


           
پنج شنبه 9 آبان 1392برچسب:, :: 8:54
ماریه میرزابیگی
  • روایات اسلامی تمام خواب ها را به یک چشم نگاه نمی کند بلکه رویا را سه قسم می داند. قسمتی از خواب ها عبارت است از افکار عادی یا اسرار نهانی انسان است که در خواب گاهی به صورت خودش ظاهر می شود و گاهی به عللی تغییر شکل داده با صورت دیگری خود نمائی می کند . این قسم خواب ها است که در روانکاری و به نظر روانشناسان ارزش علمی بسیار دارد و به وسیله ی آنها می توان به ضمیر مخفی اشخاص پی برد و ریشه ی ناخوشی روانی مرض های روحی را تشخیص داد.

قسمت دیگر خواب ها، عبارت از افکار ولگرد و آشفته ای است که گاهی در بیداری و به خصوص در مواقع ناخوشی گریبانگیر اشخاص می شود و دارای ارزش علمی و روانی نیست و در بعضی از روایات به «اضغاث احلام» یا افکار شیطانی تعبیر شده است.

قسمت سوم خواب هایی است که جنبه ی الهامی دارد و گاهی به وسیله ی آنها حقایق از هر جهت مجهولی ، واضح و آشکار می گردد.

  • رسول اکرم (ص) می فرمودند : خوابها کُنیها و اسمهایی دارند، برای تفسیر و تعبیر رویا باید از آنها به طور صحیح استفاده کرد.


ادامه مطلب ...


           
پنج شنبه 9 آبان 1392برچسب:, :: 8:49
ماریه میرزابیگی

برای سلامتی اش صلوات...



           
پنج شنبه 9 آبان 1392برچسب:, :: 8:40
ماریه میرزابیگی

 

زیبایی :
1- امام على عليه السّلام فرموده اند : پوشيده و محفوظ داشتن زن مايه آسايش بيشتر و دوام زيبايى اوست

( حالا بازم واسه بقيه آرايش کنيد)

مدل شلوار :
2- در يک روز باراني حضرت علي(ع) با پيامبر(ص) در بقيع بودند که زني سوار بر الاغ از آن‌جا عبور مي‌کرد.ناگهان پاي الاغ در چاله‌اي فرو رفت و زن از بالاي آن به زير افتاد.رسول خدا به سرعت روي خود را برگرداند. حاضران به رسول خدا گفتند اين زن شلوار به تن دارد. حضرت سه بار فرمود: خداوند زنان شلوار پوش را رحمت کند. سپس فرمودند:اي مردم! شلوار را به عنوان پوشش برگزينيد؛ چرا که از پوشاننده‌ترين لباس‌هاي شماست‌. و به‌ وسيله‌ي آن از زنان خود به هنگام خروج آنان از منزل محافظت کنيد.

(البته بايد توجه داشت که پيامبر، شلوارهاي گشادو بعنوان مکمل پوشش مطرح کردن،

نه ساپورت و شلوار هاي چسبان)


جنسيتت را حفظ کن :
3- پيامبر فرموده اند:خدا مرداني را که شبيه زن مي‏شوند و زناني را که خود را شبيه مرد قرارمي‏دهند ، نفرين کرده است.

(آقايون يه نيم نگاه به آينه بندازن کافيه)


اندام زن و مرد :
4- يکي از اصحاب پيامبر مي‌گويد روزي نشسته بودم و لباسم کنار رفت و ران پايم پيدا شد. پيامبر که در حال عبور بودند، به من گفتند: ران خود را بپوشان که جزء عورت است.

(حالا آقايون شلوارتون جا داره پايين تر بياد؟ ... خانوما اوني که تنتونه مانتوئه يا تونيک؟)




           
چهار شنبه 8 آبان 1392برچسب:, :: 17:11
ماریه میرزابیگی

صفحه قبل 1 2 صفحه بعد

درباره وبلاگ


هر جا سلطان بود دورش سیاه و لشکر بود اما سلطان عالم بی سیاه و لشکر است با خبر باشید ای چشم انتظار ظهور بهترین سلطان عالم از همه تنها تر است
آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ
نويسندگان
پيوندها

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان دین در زندگی و آدرس dindary.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.







خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 2
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 2
بازدید ماه : 2
بازدید کل : 8733
تعداد مطالب : 24
تعداد نظرات : 1
تعداد آنلاین : 1



کد کج شدن تصاوير


دریافت كد ساعت

دریافت كد ساعت

دریافت كد ساعت

دریافت كد ساعت

دریافت كد ساعت

دریافت كد ساعت

دریافت كد ساعت

کد هدایت به بالا