دین در زندگی

ويژگي هاي برجسته شهيد:

او عارفي وارسته، ايثارگري سلحشور و اسوه اي براي ديگران بودکه جز خدا به چيز ديگري نمي انديشيد و به عشق رسيدن به هدف متعالي و کسب رضاي خدا و حضرت احديت، شب و روز تلاش مي کرد و سخت ترين و مشکل ترين مسئوليت هاي نظامي را با کمال خوشرويي و اشتياق و آرامش خاطر مي پذيرفت. سردار سرلشکر رحيم صفوي فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي درباره وي چنين مي گويد:

«او انساني بود که براي خدا کار مي کرد و اخلاص در عمل از ويژگي هاي بارز او بود، ايشان يکي از افراد درجه اولي بود که هميشه ماموريت هاي سنگين بر عهده اش قرار داشت. حاج همت مثل مالک اشتر بود که با خضوع و خشوعي که در مقابل خدا و در برابر دلاورمردان بسيجي داشت، در مقابله با دشمن همچون شيري غرّان از مصاديق «اشداء علي الکفار، رحماء بينهم» بود. همت کسي بودکه براي اين انقلاب همه چيز خودش را فدا کرد و از زندگيش گذشت. او واقعاً به امر ولايت اعتقاد کامل داشت و حاضر بود در اين راه جان بدهد، که عاقبت هم چنين کرد. هميشه سفارش مي کرد که دستورات را بايد موبه مو اجرا کرد. وقتي دستوري هر چند خلاف نظرش به وي ابلاغ مي شد، از آن دفاع مي کرد. ابراهيم از زمان طفوليت، روحي لطيف ،عبادي و نيايشگر داشت.»

پدر بزرگوارش مي گويد:«محمد ابراهيم از سن 10 سالگي تا لحظه شهادت در تمام فراز و نشيب هاي سياسي و نظامي، هرگز نمازش ترک نشد. روزي از يک سفر طولاني و خسته کننده به منزل بازگشت. پس از استراحت مختصر، شب فرا رسيد. ابراهيم آن شب را به همه خستگي هايش تا پگاه، به نماز و نيايش ايستاد ووقتي مادرش او را به استراحت سفارش نمود، گفت: مادر! حال عجيبي داشتم. اي کاش به سراغم نمي آمدي و آن حالت زيباي روحاني را از من نمي گرفتي.» اين انسان پارسا تا آخرين لحظات حيات خود، دست از دعا و نيايش بر نداشت. نماز اول وقت را بر همه چيز مقدم مي شمرد و قرآن و توسل برنامه روزانه او بود. او به راستي همه چيز را فداي انقلاب کرده بود. آن چيزي که براي او مطرح نبود خواب و خوراک و استراحت بود. هر زمان که براي ديدار خانواده اش به شهرضا مي رفت، در آنجا لحظه اي از گره گشايي مشکلات و گرفتاري هاي مردم باز نمي ايستاد و دائماً در انديشه انجام خدمتي به خلق الله بود. شهيد همت آنچنان با جبهه و جنگ عجين شده بود که در طول حيات نظامي خود فرزند بزرگش را فقط شش بار و فرزند کوچکتر خود را تنها يکبار در آغوش گرفته بود. او بسان شمع مي سوخت و چونان چشمه ساران در حال جوشش بود و يک آن از تحرک باز نمي ايستاد. روحيه ايثار و استقامت او شگفت انگيز بود. حتي جيره و سهميه لباس خود را به ديگران مي بخشيد و با همان کم، قانع بود و در پاسخ کساني که مي پرسيدند چرا لباس خود را که به آن نيازمند بودي، بخشيدي؟ مي گفت: «من پنج سال است که يک اورکت دارم و هنوز قابل استفاده است!»او فرماندهي مدير و مدبر بود. قدرت عجيبي در مديريت داشت. آن هم يک مديريت سالم در اداره کارها و نيروها. با وجود آنکه به مسائل عاطفي و نيز اصول مديريت احترام مي گذاشت و عمل مي کرد، در عين حال هنگام فرماندهي قاطع بود. او نيروهاي تحت امر خود را خوب توجيه مي کرد و نظارت و پيگيري خوبي نيزداشت . کسي را که در انجام دستورات کوتاهي مي نمود بازخواست مي کرد و کسي را که خوب عمل مي کرد تشويق مي نمود.بينش سياسي بُعد ديگري از شخصيت والاي او به شمار مي رفت. به مسائل لبنان و فلسطين و ساير کشورهاي اسلامي بسيار مي انديشيد و آنچنان از اوضاع آنجا مطلع بود که گويي ساليان درازي در آن سامان با دشمنان خدا و رسول(ص) در ستيز بوده است. او با وجود مشغله فراوان از مطالعه غافل نبود و نسبت به مسائل سياسي روز شناخت وسيعي داشت.

از ويژگي هاي اخلاقي شهيد همت برخورد دوستانه او با بسيجيان جان برکف بود. به بسيجيان عشق مي ورزيد و همواره در سخنانش از اين مجاهدان مخلص تمجيد و قدرشناسي مي کرد. «من خاک پاي بسيجيان هم نمي شوم.اي کاش من يک بسيجي بودم و در سنگر نبرد از آنان جدا نمي شدم.»وقتي در سنگر هاي نبرد، غذاي گرم براي شهيد همت مي آوردند سوال مي کرد: آيا نيروهاي خط مقدم و ديگر اعضاي همرزممان در سنگرها همين غذا را مي خورند يا خير؟ و تا مطمئن نمي شد دست به غذا نمي زد.شهيد همت همواره براي رعايت حقوق بسيجيان به مسئولان امر تاکيد و توصيه داشت. او که از روحيه ايثار و استقامت کم نظيري برخوردار بود، با برخوردها و صفات اخلاقي اش در واقع معلمي نمونه و سرمشقي خوب براي پاسداران و بسيجيان بود و خود به آنچه مي گفت، عمل مي کرد. عشق و علاقه نيروها به او نيز از همين راز سرچشمه مي گرفت. براي شهيد همت مطرح نبود که چکاره است، فرمانده است يا نه. همت يک رزمنده بود، همت هم مرد جنگ بود و هم معلمي وارسته.

نحوه شهادت:

شهيد همت در جريان عمليات خيبر به برادران گفته بود: «بايد مقاومت کرده و مانع از بازپسگيري مناطق تصرف شده، توسط دشمن شد. يا همه اينجا شهيد مي شويم و يا جزيره مجنون را نگه مي داريم.»رزمندگان لشکر نيز با تمام توان در برابر دشمن مردانه ايستادگي کردند. حاجي جلو رفته بود تا وضع جبهه توحيد را از نزديک بررسي کند، که گلوله توپ در نزديکي اش اصابت مي کند و اين سردار دلاور به همراه معاونش، شهيد اکبر زجاجي، دعوت حق را لبيک گفتند و سرانجام در 24 اسفند سال 62 در عمليات خيبر به لقاء خداوند شتافتند



           
جمعه 15 آذر 1392برچسب:, :: 21:11
ماریه میرزابیگی


شايد پذيرفتن آن دشوار باشد، اما متأسفانه اقدام به جنگ‌هاي غيراستاندارد يا آنگونه كه مصطلح است، «جنگ‌هاي نامتعارف»، در راهبردهاي نظامي امروزين، يكي از دكترين‌هايي است كه در صورت نياز از ان استفاده مي‌شود.
نگارنده مقاله در اين بخش، ضمن آشنا كردن خوانندگان گرامي ما با موازين، تعاريف و شيوه‌هاي آموزه رزم‌هاي متعارف و غيرمتعارف، اشاره كوچكي به اين موضوع مي‌كند كه چرا برخي كشورها چنين شيوه‌اي را براي رويارويي برمي‌گزينند.
 
 نبرد انتحاري:

نبردهاي انتحاري نيروهاي از جان گذشته كشور به ويژه در برابر ارتش‌هاي مرگ گريز، مي‌تواند به عنوان يك آموزه موثر، بخشي از بار برنامه‌هاي نظامي كشور را به دوش گيرد.

انتحار هوايي، انتحار دريايي، انتحار زميني و مانند آنها كه در قالب طراحي و اجراي جانفشانانه آفندها و پدافندهاي گوناگون تحقق مي‌يابند، دست‌كم در برهه‌هايي از جنگ و نبرد، بسيار كارساز و كارآمد هستند. تجارب تاريخي ملت‌ها نيز نمونه‌هايي از آنها را به ثبت رسانده است. نيروهاي نظامي كشور مي‌توانند موقعيت‌هايي را كه با نبردهاي‌هاي انتحاري مي‌توان گشود، شناسايي و برنامه‌ريزي كنند و از رزمندگان از جان گذشته كشور بخواهند در موارد مقتضي، به انجام نبردهاي انتحاري سنجيده و حساب شده و برنامه‌ريزي شده بپردازند.


 جنگ نامتعارف:

جنگ نامتعارف و غيراستاندارد، تعاريف متفاوت و مفاهيم گوناگوني دارد كه از جمله آنها، استفاده از روش‌هاي نامتعارف جنگي، بهره‌گيري از ساختارهاي نامعمول جنگي، به كارگيري جنگ افزارهاي نامتداول و پيگيري اهداف نامتداول جنگي است. برخي از آموزه‌پردازان راهبردي و نظامي بر اين باورند كه جنگ متعارف در برابر يك ارتش متعارف، به يك جنگ فرسايشي، برابر و بدون پيروز خواهند انجاميد و در برابر يك ارتش نامتعارف نيز به بن‌بست و ناتواني و شكست منجر مي‌شود. در نتيجه در تمامي حالات ممكن، بهترين آموزه، طراحي و اجراي جنگ‌هاي نامتعارف است كه بسته به وضع دشمن فرضي، مي‌تواند و بايد به شكل استفاده از روش‌هاي نامتعارف جنگي، بهره‌گيري از ساختارهاي نامعمول جنگي، به كارگيري جنگ‌افزارهاي نامتداول جنگي يا پيگيري اهداف نامتداول جنگي و مانند آنها انجام پذيرد.

 نبرد متعارف:

نبردهاي گذرا و جنگ‌هاي كوچك را بهتر مي‌توان با جنگ‌هاي متعارف ـ بويژه به معني بهره‌گيري از جنگ‌افزارهاي متعارف و خودداري از به كارگيري جنگ‌افزارهاي نامتعارف ـ به سرانجام رساند. با اين حال جنگ‌هاي متعارف نيز در خانواده خود، گونه‌ها و زيرگونه‌هاي بسياري دارند كه هريك براي دستيابي به آماجي مناسب است و پرداختن به ريزه‌كاري‌هاي جنگ‌هاي متعارف، خارج از رسالت اين گفتار است.


 جنگ تن به تن:

چنانچه صحنه‌هاي نبرد، صحنه‌هايي فراخ و گسترده و مكان استقرار نيروهاي متخاصم بسيار دور از هم باشد، راهبردها و شيوه‌هاي ويژه‌اي موثر و كارآمد خواهند بود كه در صورت نزديكي و تداخل نيروهاي متخاصم با يكديگر، چنين شيوه‌هايي كاربرد نخواهند داشت و در نبردهاي نزديك و متداخل، استفاده از بسياري از امكانات جنگي چون بالگرد، توپخانه، موشك و مانند آنها امكان‌پذير و معني‌دار نيست. به همين علت، نيروهاي نظامي كشور بايد احتمال درگيري‌هاي نزديك و جنگ‌هاي تن به تن را نيز به عنوان يك احتمال بسيار نيرومند و مهم در نظر گيرند و براي آن چاره‌جويي كنند. چنين موقعيت‌هايي مي‌توانند در يك رخنه به خاك دشمن، يا يك جنگ داخلي يا به هنگام اشغال‌زدايي و مانند آنها پديد آيند. حتي در مواردي ـ از جمله براي گريز از حملات موشكي و توپخانه‌اي و بالگردي دشمن، يا براي خط‌شكني و تصرف مواضع دشمن، يا براي رخنه به خاك و پايگاه‌هاي دشمن ـ ممكن است بسيار ضروري باشد كه نيروهاي خودي، عالماً و عامداً به نيروهاي دشمن نزديك شوند، با آنها تداخل كنند و به جنگ بپردازند كه براي چنين احتمالاتي نيز بايد پاسخ‌هاي سنجيده و آماده و كارآمد داشت. پاسخ چنين موقعيت‌هايي در آموزه جنگ تن به تن، ساخته و پرداخته و آماده بهره‌برداري شده است كه جاي باز كردن ريزه‌كاري‌هاي آن در اين گفتار نيست.


 تضامن امنيتي:

كشورها و دولت‌هايي كه از يكديگر ترس و هراس دارند و دائماً در معرض تهديد طرف مقابل و نگران حمله احتمالي طرف مقابل هستند، مي‌توانند نگراني‌هاي نظامي و دغدغه‌هاي امنيتي خود را شناسايي و ارزيابي كنند و به جاي تعريف و اجراي برنامه‌هاي نظامي پيشگيرانه و مسابقات تسليحاتي بازدارنده، در پي تعريف و اجراي برنامه‌هاي تضامني و تعهد دوجانبه در قالب پيمان‌ها باشند.

طرفين منازعه مي‌توانند با عقد پيمان‌هايي همچون پيمان‌تنش‌زدايي، پيمان خودداري از تعرض، پيمان همكاري امنيتي، پيمان منع مسابقات تسليحاتي، پيمان جنگ افزارزدايي و مانند آنها و در قالب چنين تضامن‌ها، معاهدات و پيمان‌هايي با هماوردان خود، ريشه‌هاي تنش سياسي و چالش‌هاي امنيتي و نگراني‌هاي نظامي و مسابقات تسليحاتي خود را بخشكانند و با انديشه‌اي آسوده و پنداري پالوده به كار و پيشرفت بپردازند؛ زيرا مسابقات تسليحاتي، هم امنيت و بازدارندگي كامل نمي‌آورند، هم رقابتي پايان‌ناپذير و بي‌پايان و بي‌سرانجام‌اند، هم دائماً نيازمند بازسازي و نوسازي‌اند و هم بخش بزرگي از منابع رشد و توسعه كشور را از مسيرهاي سازندگي، به سوي اهداف نظامي منحرف مي‌كنند كه چنانچه گريزپذير و چاره‌پذير باشند، توجيه چنداني نخواهند داشت.


 جنگ‌افزارزدايي:

آيا جهاني پر از جنگ‌افزار كه تمامي ساكنان آن تا بن دندان مسلح‌اند امنيت بيشتري دارد يا جهاني كه در آن هيچ‌كس مسلح نيست يا دست‌كم هيچ‌كس جنگ‌افزارهاي كشتار همگاني و سلاح‌هاي نامتعارف ندارد؟ گرچه جنگ‌افزارزدايي كامل و مطلق‌ امكان‌پذير نبوده است و نخواهد بود، ولي جامعه جهاني مي‌تواند با اراده‌اي فراگير به منع توليد و استفاده از جنگ‌افزارهاي نامتعارف بپردازد و ريشه‌هاي نگراني اصلي نظامي جامعه بشري را بركند و بدين شيوه، امنيتي ريشه‌اي و پايدار را پديد آورد. دولت‌ها و ملت‌ها مي‌توانند و بايد به عنوان يك آموزه اصولي و انديشه بنيادين در پي انجام چنين خواستي در سطح جهاني باشند تا پس از دوره‌اي معقول به آن دست يابند.


 پايداري بي‌پايان:

تعدي و تجاوز در اذهان تمامي فرزندان بشر محكوم بوده است و خواهد بود، زيرا اگر حتي كشوري به همان مردم متجاوز تجاوز كند، آن مردم متجاوز، تجاوز ديگري به خود را برنمي‌تابند و آن را محكوم مي‌دانند و بي‌درنگ در پي دفع آن تجاوز برخواهند خاست. بنابراين، تجاوز هم در انديشه تجاوزديدگان، هم در انديشه تجاوزگران و هم در انديشه بيطرفان، محكوم و مطرود است؛ گرچه در دوره‌هايي با توجيهات شيطاني و تدليس‌هاي اهريمني تحقق مي‌يابد. به دليل محكوميت ذاتي و مطروديت سرشتي تعدي و تجاوز، هر تعدي و تجاوزي دير يا زود به نابوي و اضمحلال مي‌انجامد و متجاوزان يا كشته و نابود، يا رانده و اخراج، يا مضمحل مي‌شوند و بساط تعدي و تجاوز آنها برچيده خواهد شد. طبق اين آموزه، هيچ كشوري نبايد بناي خود را بر تجاوزگري نهد كه محكوم به شكست خواهد بود و نيز هيچ كشوري نبايد بيهوده و بي‌اندازه از تعدي و تجاوز بيگانگان بهراسد (گرچه بايد بيدار و هشيار باشدو چاره‌انديشي كند)، چرا كه هر تجاوز حتي واقعي و نه احتمالي، دير يا زود به نابودي و نيستي خواهد كشيد و هراس بيهوده و بي‌اندازه از تعدي و تجاوز احتمالي دشمنان فرضي، نبايد اذهان گردانندگان كشور را مــشغول كنــد و از رشد و توسعه باز دارد. پايداري بي‌پايان، همراه با تدبير و تدبر، راهكار چنين دغدغه‌هايي خواهد بود.

 پشتيبان‌زدايي:

هر كشوري هنگام جنگ و به‌ويژه به هنگام تجاوز، نيازمند پشتيباني سياسي، مشروعيت ديپلماتيك، رايزني نظامي، پشتيباني تسليحاتي، كمك‌هاي لجستيك و ديگر انواع پشتيباني‌هاي منطقه‌اي و جهاني است، تا به اهداف خود نزديك شود. نيروهاي نظامي و دستگاه‌هاي سياسي كشور بايد از قبل و به هنگام هرگونه جنگ احتمالي با هر دشمن فرضي، انواع پشتيباني‌هاي منطقه‌اي و جهاني از دشمن فرضي را شناسايي و ارزيابي و براي شكستن، متوقف كردن، نابودي و سترون‌سازي پشتيباني‌هاي احتمالي شناسايي شده، چاره‌جويي و برنامه‌ريزي كنند زيرا هيچ جنگي بويژه نامشروع، بدون پشتيباني‌هاي منطقه‌اي و جهاني قابل پيشبرد نيست. دريافت و تحصيل پشتيباني‌هاي مشروع گوناگون براي دولت و ارتش خود، و زدودن پشتيباني‌هاي سياسي و نظامي از دولت و ارتش دشمن، از كارآمدترين سازوكارهاي پيروزي است.


 تارومارسازي:

اين آموزه نظامي مي‌گويد: نگذاريد نيروهاي دشمن، تمركز، تجمع و انسجام يابند و سپس به طراحي و اجراي طرح‌ها و برنامه‌هاي نظامي بپردازند، بلكه در هر زمان و هر مكاني، هر گونه تجمع، تمركز، آرايش و صف‌بندي نيروهاي نظامي دشمن گزارش شد، بي‌درنگ آن را پراكنده و نابود كنيد تا از تجمع و تمركز نيروهاي دشمن براي هماهنگي رزمي و برنامه‌ريزي نظامي پيشگيري شود.

طبق اين آموزه نظامي، نابودسازي اردوگاه‌ها، پادگان‌ها، ستادهاي فرماندهي، مراكز تجمع نظامي، صفوف نظامي، كاروان‌هاي بزرگ نظامي و مانند آنها،‌ اولويت مطلق نظامي دارد و نابودسازي بي‌درنگ و به‌هنگام آنها، بزرگترين برگ برنده نظامي را به‌دست خواهد داد. همچنين، شناسايي مراكز و مناطقي كه استعداد و ظرفيت تجمع و تمركز نظامي دشمن را دارند و ممكن است روزي براي چنين اهدافي به كار روند نيز بايد در دستور كار باشد و براي نابودسازي به هنگام آنها برنامه‌ريزي نظامي شود.


 پدافند ايثارگرانه:

ايثارگري و از خودگذشتگي، يك انتخاب آگاهانه و سنجيده براي رسيدن به آرمان‌هاي برتر است. روحيه ايثارگري، توان نيروهاي نظامي كشور را 10 برابر افزايش مي‌دهد و استعدادهاي نظامي كشور را به 10 برابر وضع معمول و متعارف مي‌رساند و يك ارتش 20 ميليوني را به يك ارتش 200 ميليوني تبديل مي‌كند(ان يكن منكم عشرون صابرون يغلبوا ماتين). البته هر انتحار نظامي ايثار است، ولي هر ايثاري لزوما انتحار نظامي نيست و نيروهاي ايثارگر بدون نياز و اقدام به حركت انتحاري 10 برابر نيروهاي متعارف توان و نيرو مي‌يابند و خواهند جنگيد. تقويت فرهنگ ايثارگري و تثبيت نهادينه چنين فرهنگي در نيروهاي نظامي و شهروندان كشور،‏ موجب خواهد شد توان نظامي آنها به 10 برابر وضع معمول و متعارف برسد و دشمنان را پراكنده و نابود كنند (كم من فئه قليله غلبت فئه كثيره باذن الله).‏
 



           
جمعه 15 آذر 1392برچسب:, :: 20:14
ماریه میرزابیگی

جنگ نرم مترادف اصطلاحات بسیاری در علوم سیاسی و نظامی است. در علوم نظامی از واژه هایی مانند جنگ روانی یا عملیات روانی و در علوم سیاسی از واژه هایی چون براندازی نرم، تهدید نرم، انقلاب مخملین و اخیرا به واژه انقلاب رنگین برای تبیین این اصطلاح  استفاده می‌شود

گاهی به جای جنگ از واژه های تهدید یا قدرت نیز استفاده می شود، ولی در نهایت هر دوبه یک مفهوم ختم می شوند. نظریه جنگ نرم طی دهه های اخیر وارد ادبیات سیاسی شده است و "ژوزف نای" از اندیشمندان معاصر معتقد است، مبنای قدرت سخت یا جنگ سخت بر "اجبار" و مبنای قدرت نرم بر "اقناع" است، او برخلاف بعضی از صاحب نظران، اقتصاد و دیپلماسی را در زیرمجموعه قدرت سخت قرار داده و تنها از رسانه بعنوان قدرت نرم نام می‌ برد.

در تمامی اصطلاحات بالا هدف مشترک تحمیل اراده گروهی بر گروه دیگر بدون استفاده از راه های نظامی است. اما از آنجا که در مورد گستردگی و حوزه فعالیت هر کدام اتفاق نظر وجود ندارد؛ اشاره کوتاهی به هر کدام از واژه های مذکور و سابقه تاریخی آنها خواهیم داشت.

مبنای قدرت سخت یا جنگ سخت بر "اجبار" و مبنای قدرت نرم بر "اقناع" است

جنگ روانی، جنگ نرم

جنگ روانی پیشینه ای بسیار طولانی دارد؛ چرا که انسان‌ها برای تحت تأثیر قرار دادن طرف مقابل به شیوه‌ها و ترفندهایی متوسل می‌شدند، اما اصطلاح جنگ روانی در جنگ جهانی دوم در آمریکا و اروپا رواج یافت.

 فولر، مورخ و تحلیلگر نظامی بریتانیایی اولین کسی بود که اصطلاح جنگ روانی را در سال 1920 به کار برد. در آن زمان استفاده  فولر از واژه جنگ روانی در محافل نظامی و علمی بریتانیا و آمریکا توجه چندانی را به خود جلب نکرد. در ژانویه 1940 با انتشار مقاله ای با عنوان "جنگ روانی و چگونگی به راه اندازی آن" این اصطلاح برای اولین بار وارد ادبیات آمریکا شد. بر این اساس "جنگ روانی را باید استفاده از هر نوع وسیله ای به منظور تاثیر گذاری بر روحیه و رفتار یک گروه با هدف نظامی مشخص معنا کرد". در پایان جنگ جهانی دوم این اصطلاح به "فرهنگ لغت وبستر" وارد شد و بخشی از عبارت پردازی‌های سیاسی و نظامی آن زمان را تشکیل داد.

 در سال 1950 یعنی تنها یک‌سال پس از پایان جنگ جهانی دوم "ترومن"، رئیس جمهور وقت آمریکا  به منظور کسب آمادگی برای اجرای جنگ‌روانی در کره پروژه‌ای با عنوان "نبرد حقیقت" را با بودجه‌ای معادل 121میلیون دلار تصویب کرد. ارتش آمریکا اداره و ریاست جنگ‌ روانی را به عنوان بخش ستادی ویژه ایجاد کرد و در کنار واحدهای رزمی، واحدهای جنگ‌روانی گسترده‌ای را با استفاده از تجربیات جنگ‌جهانی دوم تشکیل داد. از آن‌زمان تاکنون، سازمان‌ها و واحدهای روانی ـ تبلیغاتی آمریکا با توسعه‌ای روزافزون همواره به عنوان یکی از بازوهای اصلی آن کشور در جنگ و صلح عمل کرده‌اند.

براندازی نرم، تهدید نرم، انقلاب مخملین، انقلاب رنگین

در سال های پایانی جنگ سرد، اولین پروژه براندازی نرم در لهستان و با رهبری "لخ والسا" در جنبش کارگری این کشور در سال 1984 تحقق یافت و با فروپاشی شوروی و یوگسلاوی و چند کشور دیگر اروپای شرقی براندازی نرم به مسئله جدیدی در حوزه قدرت و امنیت تبدیل شد.

 استعمارگران از براندازی حکومت ها در یوگسلاوی، گرجستان، اوکراین، قرقیزستان و امثال آن با عنوان انقلاب های رنگی، به جای واژه خشن جنگ نرم یاد می نمایند.

 انقلاب های مخملی یا "انقلاب های رنگی" و "گلی" از شیوه های براندازی نرم است که نوعی دگرگونی و جابجایی قدرت به همراه مبارزه منفی و نافرمانی مدنی را شامل می‌شود. انقلاب های رنگی و مخملی در جوامع پسا کمونیستی در اروپای مرکزی، شرقی و آسیای مرکزی اتفاق افتاد. این واژه برای نخستین بار از سوی "والسلاوهادل" رئیس جمهور پیشین چک که در آن زمان رهبر مخالفان چکسلواکی سابق بود، وارد ادبیات سیاسی شد. مخالفان حکومت در چکسلواکی با انجام سلسله اقدامات مرتبط و زنجیره‌ای در طی یک دوره شش هفته‌ای از 17 نوامبر تا 29 دسامبر 1989 در این کشور موفق به نوعی دگرگونی و جابجایی قدرت شدند. این پدیده سپس به شکل زنجیره‌ای در صربستان طی دو مرحله 1997 - 2000 ، گرجستان 2003 ، اوکراین 2004 و قرقیزستان 2005 ادامه یافت.

به طور کلی اهداف آمریکا از سازماندهی انقلاب های رنگین در کشور‌های هدف را در چارچوب حوزه‌های زیر می‌توان بررسی کرد:

- تسلط بر مناطق ژئوپلتیکی و ژئواستراستژیکی

- کنترل شریان انتقال انرژی و جلوگیری از تسلیحاتی شدن آن

- حذف و یا مهار نظام های مخالف در برابر نظام آمریکا

 - ممانعت از ایجاد اتحادیه های نظامی و امنیتی در آسیا، خاورمیانه و آسیای مرکزی

 - همسو کردن کشورهای هدف با سیاست های آمریکا

 - فرصت سازی اقتصادی برای آمریکا

 - مهار بیداری اسلامی

جورج سوروس ، رئیس بنیاد سوروس سرمایه دار بزرگ آمریکایی یا به عبارتی میلیاردر یهودی آمریکایی یکی از معماران اصلی انقلاب مخملین گرجستان در گفتگویی با روزنامه لس آنجلس تایمز اظهار داشت که : تمایل دارد سناریوی گرجستان در کشورهای آسیای مرکزی یعنی تاجیکستان، ازبکستان، قرقیزستان و ترکمنستان تکرار شود.

شرکت‌کنندگان انقلاب‌های رنگین اغلب از مقاومت مسالمت‌آمیز با هدف اعتراض‌ علیه دولت‌های غیرهمسو با آمریکا و حمایت از دمکراسی، لیبرالیسم و استقلال ملی استفاده کرده‌اند و معمولاً یک رنگ یا گل خاصی را به عنوان سمبل و نشانه خود برگزیده‌اند. اعتراض‌های صورت گرفته و نقش مهمی که سازمان‌های غیردولتی به ویژه سازمان‌های فعال دانشجویی در سازماندهی مقاومت مسالمت‌آمیز ایفا می‌کنند، این رویدادها را برجسته‌تر نشان می‌دهد.

جنگ روانی پیشینه ای بسیار طولانی دارد؛ چرا که انسان‌ها برای تحت تأثیر قرار دادن طرف مقابل به شیوه‌ها و ترفندهایی متوسل می‌شدند، اما اصطلاح جنگ روانی در جنگ جهانی دوم در آمریکا و اروپا رواج یافت

اهداف اجرایی از جنگ نرم

همان طور که اشاره شد، جنگ روانى جدید عملى سازمان یافته و برنامه ریزى شده پدیده اى همیشگى و پیوسته است که اختصاص به مقطع زمانى خاصى ندارد. با توجه به این مسأله مى توان اهداف جنگ روانى را در یک تقسیم بندى به اهداف سیاسى و اهداف نظامى و در تقسیم بندى دیگر، آن را به اهداف و مقاصد استراتژیکى و مقاصد تاکتیکى تقسیم نمود

با توجه به این که ماهیت اصلى عملیات روانى به اعتراف خود آمریکایى ها عبارت است از تلاش براى تأثیرگذارى بر افکار، احساسات و تمایلات گروه هاى دوست، دشمن یا بى طرف مى توان تا حدودى به برخى از مهمترین اهداف جنگ روانى پى برد:

- تأثیرگذارى شدید بر افکار عمومى جامعه مورد هدف از راه طرح جنگ نرم و با ابزار خبر و اطلاع رسانى هدفمند و کنترل شده که نظام سلطه همواره از این روش براى پیشبرد اهداف خود سود جسته است و البته موفقیت هایى هم در این زمینه داشته است.

- ترساندن از مرگ یا فقر یا قدرت خارجى سرکوبگر و پس از آن دعوت به تسلیم از راه پخش شایعات و دامن زدن به آن براى ایجاد جو بى اعتمادى و ناامنى روانى.

- اختلاف افکنى در صفوف مردم و برانگیختن اختلاف میان مقام هاى نظامى و سیاسى کشور مورد نظر در راستاى تجزیه سیاسى کشور.

- اشاعه بذر یأس و نومیدى درمیان مردم و بویژه نسل جوان به منظور بى تفاوت کردن آنها نسبت به کشور خود و تحولات احتمالى آتى.

- کاهش روحیه و کارآیى رزمى ( در زمان جنگ نظامى).

- ایجاد اختلال در سامانه هاى کنترلى و ارتباطى کشور هدف.

- تبلیغات سیاه (با هدف براندازى و آشوب) به وسیله شایعه پراکنى، پخش تصاویر مستهجن ، جوسازى از راه پخش شب نامه ها و ...

- تقویت نارضایتى هاى ملت به دلیل مسائل مذهبى، قومى، سیاسى و اجتماعى نسبت به دولت خود به طورى که در مواقع حساس این نارضایتى ها زمینه تجزیه کشور را فراهم کند.

- تلاش براى بحرانى و حاد نشان دادن اوضاع کشور از راه ارائه اخبار نادرست و نیز تحلیل هاى نادرست و اغراق آمیز که مقام معظم رهبرى نیز در دیدار اخیر اعضاى مجلس خبرگان با ایشان به آن اشاره داشته و آن را در راستاى خط تهاجمى دشمن توصیف کردند.

با توجه به تمام مطالبى که گفته شد، ضرورت مقابله جدى با جنگ روانى دشمن به شیوه هاى سخت افزارى و نرم افزارى بر کسى پوشیده نمى ماند. اما در این میان وحدت استراتژیک تمام نهادهاى کشور براى پاسداشت تمامیت ارضى نیز مقدمه اى لازم براى خنثى کردن جنگ روانى دشمنان است.



           
جمعه 15 آذر 1392برچسب:, :: 20:10
ماریه میرزابیگی

درباره وبلاگ


هر جا سلطان بود دورش سیاه و لشکر بود اما سلطان عالم بی سیاه و لشکر است با خبر باشید ای چشم انتظار ظهور بهترین سلطان عالم از همه تنها تر است
آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ
نويسندگان
پيوندها

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان دین در زندگی و آدرس dindary.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.







خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 8
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 8
بازدید ماه : 8
بازدید کل : 8739
تعداد مطالب : 24
تعداد نظرات : 1
تعداد آنلاین : 1



کد کج شدن تصاوير


دریافت كد ساعت

دریافت كد ساعت

دریافت كد ساعت

دریافت كد ساعت

دریافت كد ساعت

دریافت كد ساعت

دریافت كد ساعت

کد هدایت به بالا